توصیه بیمار جوان مبتلا به ملانوم درمان شده: معاینه پوست را انجام دهید

1. راهنمایی بیمار جوان مبتلا به ملانوم که درمان شده است: معاینه پوست را انجام دهید، از کرم یا لوسیون ضد آفتاب استفاده نمایید
 
درس مهمی که از این ماجرا باید آموخت این است که، هر اندازه هم که گرفتار کارهای خود باشیم، باید به‌طور منظم به پزشک خود مراجعه نماییم.
 
هنگامی که پزشکان به ران شوارتز  30 ساله اطلاع دادند که به مرحله چهارم ملانوم مبتلا می‌باشد، او آزمایشگاه را مقصر دانست که با ارسال نتایج اشتباهی باعث شده پزشکان به این تشخیص برسند. دلیل اظهارات او هم این بود که پزشکان فقط چیزی را از شانه او برداشته بودند که او فکر می‌کرد یک کیست باشد. او خود را متقاعد کرد که، چون بسیارجوان است، امکان ندارد به سرطان مبتلا باشد و اینکه این تشخیص اشتباه است. به زودی متوجه شد که بسیار در اشتباه می‌باشد.
 
شوارتز، که اینک 38 ساله است و رئیس یک شرکت خدمات حقوقی و دادگاهی می‌باشد، به‌خاطر می‌آورد که اولین واکنش او این بود که به خود گفت، حتماً اشتباه شده، واینکه دومین واکنش او این بود که به خود بگوید بسیار خوب، ملانوم دارم، اما پزشکان آن را برداشتند، پس می‌توانم از اینجا بروم و برگردم سر کار و زندگی خودم.
 
در ادامه حرف‌های خود گفت، نمی‌دانستم مرحله چهارم سرطان چه پیامدهایی دارد. به سرعت اطلاعات لازم را به‌دست آوردم، و خیلی ترس برم داشت.
 
شوارتز در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که احتمال زنده ماندنش بسیار کاهش یافته است، زیرا ملانوم او دیر ردیابی شده بود. او متوجه شد مرحله چهارم به معنی آن است که ملانوم از جایی که روی پوست شروع شده به قسمت دیگری از بدنش (در مورد او، به ناحیه زیر پوست در شانه‌اش) گسترش‌یافته است.
 
سرطان پوست رایج‌ترین نوع سرطان است. ملانوم، که اغلب شبیه خال یا خال گوشتی روی پوست است، کمتر از 5٪ از موارد سرطان پوست را تشکیل می‌دهد، اما باعث حدود 79٪ از مرگ و میر ناشی از سرطان پوست می‌شود. تعداد موارد جدید ملانوم در حال افزایش است.  اگر ملانوم در مراحل اولیه ردیابی شود، در اغلب موارد درمان شدنی است، اما اگر در مراحل بعدی پیدا شود، میزان (نرخ) بقا به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد.
 
یک تشخیص تکان‌دهنده
 
مبارزه ران شوارتز با ملانوم در طول یک گردش دسته جمعی در ساحل دریا در اواخر تابستان سال 1999 آغاز شد. خواهرش، که پزشک است و برای دیدن برادرش و خانواده او به شهر تامپا آمده بود، متوجه شد پشت برادرش چند خال گوشتی متورم یا ملتهب وجود دارد. او برادرش را متقاعد کرد به یک متخصص پوست مراجعه کند تا خال‌های گوشتی او را ببیند، و شوارتز چند ماه بعد این کار را انجام داد. پزشک 5 یا 6 خال گوشتی را از شانه‌ها و پشت او برداشت. او همچنین چیزی که به نظر می‌آمد کیست باشد را از شانه شوارتز درآورد. پزشک به شوارتز گفت که کیست را به آزمایشگاه می‌فرستد تا تست معمول برروی آن انجام شود، و از شوارتز خواست که هفته بعد به یک پرستار مراجعه کند تا بخیه‌های او را بردارد.
 
شوارتز می‌گوید، هفته بعد به آنجا رفتم تا پرستار بخیه‌ها را درآورد. او به من گفت پزشک می‌خواهد مرا ببیند. یادم می‌آید به خودم گفتم حتماً می‌خواهد خبر بدی به من بدهد.
 
همین‌طور بود. پزشک به او گفت نتایج تست نشان می‌دهد که کیست در واقع ملانوم است. و چون این تکثیر غیرطبیعی بافت در زیر پوست قرار داشت، به‌عنوان ملانوم متاستازی طبقه‌بندی شد. متخصص پوست بلافاصله شوارتز را به یک سرطان شناس معرفی کرد، و او کیست را ملانوم مرحله چهارم تشخیص داد.
 
شوارتز می‌گوید، حرف‌های آنها برای من ناآشنا و کاملاً نامفهوم بود. هیچ چیز درباره ملانوم یا مراحل سرطان نمی‌دانستم، از چیزهایی که می‌شنیدم کاملاً حیرت زده شدم، و نمی‌توانستم باور کنم که نتایج تست درست است. به خودم گفتم کل این جریان یک سوءتفاهم است، که نتایج تست یک نفر دیگر را به‌طور اشتباهی به من داده‌اند. می‌خواستم نظر یک پزشک دیگر را جویا شوم.
 
پزشک دوم همان نظر پزشک اول را داشت، یعنی اینکه شوارتز دچار مرحله چهارم ملانوم است. خبر بد را به خانواده‌اش اطلاع داد. خواهرش، که در شهر تورنتو طبابت می‌کند، اطلاعات مربوط به ملانوم و گزینه‌های درمان را در اختیار او قرار داد. پدر و مادرش، که آنها هم در شهر تورنتو زندگی می‌کنند، با هواپیما به شهر تامپا آمدند تا به او در تحقیقات مربوط به ملانوم کمک کنند و حامی ‌او باشند. همسرش، که نامش فردل است، در تحقیقات به شوارتز کمک می‌کرد و سعی داشت خوش‌بین باشد.
 
شوارتز توضیح می‌دهد، هنگامی‌که تشخیص می‌دهند شخصی به سرطان مبتلا است، زندگی او دچار وقفه‌ای ناگهانی می‌شود. همسرم و من در آن زمان می‌خواستیم بچه‌دار شویم. او سعی داشت احساسات خودش رو نشان ندهد و من و خودش را متقاعد کنه که می‌توانیم این بیماری رو شکست بدهیم. اما این دوره واقعاً برای او سخت بود. به یکنفر احتیاج داشت که به او دلداری بدهد، و می‌دانست آن یکنفر من نیستم.
 
مبارزه برای زنده ماندن
 
یک‌سری اسکن و تست روی شوارتز انجام شد تا مشخص شود که آیا سرطان به قسمت‌های دیگر بدن او گسترش‌یافته است. نتیجه اسکن‌ها منفی بود. شوارتز با پزشکان درباره گزینه‌های درمان صحبت کرد. او مطالبی در باره واکسن‌هایی خوانده بود که برای درمان ملانوم تست می‌شدند و تصمیم گرفت ترکیبی از واکسن‌ها و اینترلوکین – 2، که یکی از داروهای تقویت دستگاه ایمنی است، را امتحان کند.
 
شوارتز به یاید می‌آورد، این تجربه‌ای بسیار تلخ و تکان‌دهنده برای شخصی جوان و به ظاهر سالم بود. دوره بسیار نگران کننده و بسیار بسیار ترسناک بود. اما با وجود خطرناک بودن بیماری و برنامه زمان‌بندی شده درمان، او هنوز انکار می‌کرد بیمار است، و ساعات کارش را کم نمی‌کرد و مرخصی نمی‌گرفت.
در پاییز سال 2000، هنگامی‌که پزشک متوجه شد غده‌ای لنفاوی در گردن شوارتز متورم شده است، نگرش شوارتز کاملاً تغییر کرد. چون این غده بزرگتر می‌شد، پزشک تصمیم گرفت آن را بردارد و تست کند تا مشخص شود که آیا سرطانی است.
 
شوارتز صدایش را بالا می‌برد و می‌گوید، دیگر نمی‌توانستم منکر وجود بیماری بشوم. برنامه‌ریزی شد که عمل جراحی گسترده‌ای انجام شود و 14 یا 15 غده لنفاوی را از گردنم بردارند. در جراحی مشخص شد که تنها یکی از غدد لنفاوی سرطانی شده، اما پزشکان تصمیم گرفتند من به مدت یک سال از یک رژیم دارویی شدیدتر و فشرده‌تر و جامع‌تر از معمول کاربرد اینترفرون (یکی دیگر از داروهای تقویت دستگاه ایمنی) استفاده کنم، وبه من هشدار دادند این رژیم دارویی مرا از پا درمی‌آورد.
 
سرانجام متوجه وضع خودم شدم. کار من این بود که با سرطان بجنگم و زنده بمانم. یک سال مرخصی گرفتم، به شهر تورنتو برگشتم تا نزدیک خانواده‌های خودمان باشیم و از حمایت آنها برخوردار شویم، و به مبارزه خودم ادامه دادم.
 
تست را انجام دهید
 
تقریباً 9 سال از آن زمان سپری شده و هنوز هیچ سرطانی در شوارتز مشاهده نشده است. اینک سالی دوبار به سرطان‌شناس و متخصص پوست مراجعه می‌کند. او و همسرش برنامه بچه‌دار شدن خود را عملی کردند، و در سال 2004 دارای فرزند دختری به اسم آلکس شدند. شوارتز دوباره به دفتر شرکتش پیوست، و او و همسرش داوطلبان فعال انجمن سرطان هستند و اهمیت غربالگری سرطان پوست را به مردم گوشزد می‌کنند.
 
راهنمایی او به دیگران برای پیشگیری و ردیابی زودهنگام ملانوم و دیگر سرطان‌های پوست ساده است: دست‌کم سالی یکبار به متخصص پوست مراجعه نمایید. همواره از کرم یا لوسیون مناسب ضدآفتاب استفاده کنید. فکر نکنید ملانوم بیماری افراد پیر است. و باور نکنید تنها افرادی که پوست روشن دارند دچار ملانوم می‌شوند.
 
شوارتز می‌گوید، درس مهمی که در اینجا باید آموخت این است که نمی‌توانیم به‌خاطر گرفتار بودن به‌طور منظم به پزشک مراجعه نکنیم. اگر من سالی یک یا دو ساعت از وقتم را صرف مراجعه به پزشک می‌کردم، لازم نبود پس از تشخیص ابتلا به سرطان صدها ساعت از وقتم صرف مراجعه به پزشکان شود، و می‌توانستم از رنج و دردی که من و خانواده‌ام تحمل کردیم جلوگیری نمایم.