مریم رشیدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خدایی که هم درد میدهد و هم درمانش را .....

 

ماهم مثل تمام مردم داشتیم زندگی میکردیم با خوب وبد زشتی و قشنگی ...

شاید بتوانم زندگی را بشکل رنگین کمان ببینم که یک روز این زوال عادی به پایان رسید .

روز 4شنبه آبان ماه سال 1385 ضربه ای به خانواده ما وارد شد وقتی از مدرسه به خانه برگشتم علاوه بر اینکه تمام روز کنار دوستان و معلم خود بودم و نماینده کلاس دوم شده بودم با رنگ پریده و تپش قلب به خانه آمدم به دنبال پدرم نزد دکتر شریف رفتیم او با دیدن من انگار که به خوددش هم ضربه ای وارد شد و سریع مرا در بیمارستان بهشتی بستری کرد بعد از گرفتن آزمایشات لازم متوجه بیماری من شدند از آن روز درمان من شروع شد و مثل یک بمب در خانواده من منفجر شد بعد از دردهای دارو ها و آزمایش مغز استخوان هایی که از من میگرفتند من روز شماری میکردم تا دوره ی درمان به پایان برسد.

کودک 8ساله ای که باید دنبال بازی و شیطنت باشد هر روز در بیمارستان بود اسم دارو ها و ازمایشات شده بودند برای من درس که تمام آنها را باید حفظ میکردم بجای بازی با دوستانم در یک اتاق ایزوله تنها با مادرم منتظر پایان درمان بودیم تا یک روز در سال1388ضربه ی دوم به ما وارد شد آن روز بود که دیگر من و مادرم روز شماری خود را کنار گذاشتیم ازآن روز کنار رفتن ما شروع شد ...

با ایمان به خدا و دلداری های دکتر ممتازمنش دوباره از اول شروع کردیم ...

بعد از انجام شیمی درمانی و رادیو تراپی و پرتو درمانی  مشکل سینوس را تا الان ادامه می دهیم ...

امید وارم این بار دیگر بمب خنده برایمان منفجر شود ...

کودکی و نوجوانی من بیخیال دوست دارم جوانی کنم و نیاز فراوان به بمب خنده دارم  از لب تاب گرفته تا ایران گردی سفرهای زیارتی لباسهای عالی تغذیه عالی 

خاله از چی بگم برات بخوام بگم وقت نیست خوب تا حدی از آن را میگویم .....

خدارو شکر  به سن قانونی گواهینامه رسیدم  دلم میخواهد مادرم را خوشحال کنم به جای دویدنش دنبال ماشین و راهرفتن های زیاد علاوه بر بیماری هایی که دارد نمیتواند مثل قدیم باشد میخواهم ماشین داشته باشم تا ذره ای از مشکلات مادرم را کم کنم ...

دوست دارم جوانی ام را با دوستانم رفت و آمد کنم جبران کودکی و نوجوانیم شود ولی حیف که نمیتوانم دوستانم را به خانه ی خودمان دعوت کنم چون اتاق ندارم  ای کاش خودم خانه ای داشتم .......

دیدی وقت کم آومد آرزوهای زیادی دارم که نشد بگم ...

راستی دانشگاه رفتن را دوست دارم میخواهم یک عضو مثبت در جامعه باشم ......

خداوندا آرزوی همه ی بیماران را بر آورده کن یک نگاهی هم به من حقیر کن .....

مریم رشیدی

نظرات کاربران

متن نظر شما چیست





ارسال نظر

اطلاعیه :

چرا ما را انتخاب کنید ؟

محصولات با کیفیت

محصولات با کیفیت با گواهی سلامت و استاندارد

img

قیمت مناسب

ارائه محصولات با قیمت مناسب در کنار کیفیت عالی

img

دسترسی آسان

خرید و مشاوره آسان برای خرید و نمایندگی پخش

img